وبلاگicon

هفت سین
نويسندگان
مهدی شکیبا مهر
چت باکس


نوروز 91 "کلاه قرمزی" باز هم می‌آید

مجموعه "کلاه قرمزی" امسال بیشتر با محوریت عروسک‌ها پخش خواهد شد و ایرج طهماسب و حمید جبلی به تهیه‌کنندگی حمید مدرسی از اوائل بهمن ماه مشغول طراحی و نگارش آن هستند.
کد خبر: ۲۳۲۸۱۴
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۲:۰۵
پخش مجموعه "کلاه قرمزی" با اجرای ایرج طهماسب در ایام نوروز 91 از شبکه دو سیما قطعی و از چند روز پیش تولید آن آغاز شده‌است.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "کلاه قرمزی" امسال بیشتر با محوریت عروسک‌ها پخش خواهد شد و ایرج طهماسب و حمید جبلی به تهیه‌کنندگی حمید مدرسی از اوائل بهمن ماه مشغول طراحی و نگارش آن هستند.

ضبط این مجموعه با تکمیل دکور برنامه از چند روز پیش شروع شده‌است، اما گروه برای پرهیز از حواشی سعی کردند این کار را بدون پوشش خبری و در آرامش کامل تهیه کنند.

مجموعه "کلاه قرمزی" در 13 قسمت 40 دقیقه‌ای تهیه می‌شود و قرار است در ایام نوروز هر شب ساعت 20 روی آنتن شبکه دو برود.

این مجموعه ساعت 15 هر روز تکرار خواهد شد. مجموعه "کلاه قرمزی" از تولیدات گروه خردسال و کودک شبکه دو است و امسال چهار عروسک جدید به این مجموعه اضافه می‌شود.

شنیده‌ها حاکی از آن است که فیلم سینمایی "کلاه قرمزی و بچه ننه" بعنوان تازه‌ترین نسخه سینمایی با حضور این عروسک‌های دوست‌داشتنی هم مراحل مونتاژ را سپری می‌کند و احتمالا سال آینده در سینماها اکران خواهد شد.

مجموعه "کلاه قرمزی" یکی از برگ‌های برنده شبکه دو در ایام نوروز بوده‌است که در سال‌های قبل توانست مخاطبان زیادی را پای جعبه جادویی بنشاند. بازپخش سری ویژه این برنامه برای نوروز90 از چند شب پیش در کنداکتور پخش شبکه دوم قرار گرفته‌است.



 
 
[ یک شنبه 28 اسفند 1390  ] [ 5:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فلسفه‌ي آيين‌هاي نوروزي 

فلسفه آيين هاي نوروزي

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابري نام ماه و روز را به دوش نمي‌کشد، بر ساير جشن‌ها‌ي ايران باستان برتري دارد.

در مورد پيدايي اين جشن افسانه‌هاي بسيار است، اما آنچه به آن جنبه‌ي راز وارگي مي‌بخشد آيين‌هاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام مي‌گيرد.

اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگي و درهم ريختگي آغاز مي‌شود، حيرت انگيز نيست چرا که بي‌نظمي يکي از مظاهر آن است. ايرانيان باستان نا آرامي را ريشه‌ي آرامش و پريشاني را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا که در پاره‌اي از مراسم نوروزي آن‌ها را به عمد بوجود مي‌آوردند. چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26اسفند تا 5فروردين) چون عقيده داشتند که فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند، افرادي با صورتک‌هاي سياه براي تمثيل در کوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ي ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را در هم مي‌ريختند و قانون و نظم يک ساله را محو مي‌کردند. باز مانده‌ي اين رسم آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.

از ديگر آشفتگي‌هاي ساختگي رسم مير نوروزي، يعني جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح کسي را از طبقه‌هاي پايين براي چند روز يا چند ساعت به سلطاني بر مي‌گزيدند و سلطان موقت – بر طبق قواعدي – اگر فرمان‌هاي بيجا صادر مي‌کرد، از مقام اميري بر کنار مي‌شد. حافظ نيز در يکي از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزي گوشه‌ي چشمي دارد:

سخن در پرده مي‌گويم، چو گل از غنچه بيرون‌ آي /که بيش از چند روزي نيست حکم مير نوروزي

فلسفه آيين هاي نوروزي

خانه تکاني هم به اين نکته اشاره دارد. نخست درهم ريختگي، سپس نظم و نظافت. تمام خانه براي نظافت زير و رو مي‌شد. در بعضي از نقاط ايران رسم بود که حتي خانه‌ها را رنگ آميزي مي‌کردند و اگر ميسر نبود دست کم همان اتاقي که هفت سين را در آن مي‌چيدند، سفيد مي‌ کردند. اثاثيه‌ي کهنه را به دور مي‌ريختند و به جايش لوازم نو مي‌خريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگي‌ها و اندوه ‌هاي يک ساله بود واجب مي‌دانستند. ظرف‌هاي مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک مي‌کردند. فرش و گليم‌ها را از تيرگي‌هاي يک ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان - فروهر‌ها (ريشه‌ي کلمه‌ي فروردين)- در اين روز‌ها به خانه و کاشانه‌ي خود باز مي‌گردند و اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال مي‌شوند و براي باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه، غمگين و افسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر مي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.

در بعضي نقاط ايران رسم بود که زن‌ها شب آخرين جمعه‌ي سال بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي بي حور باشد، به خانه‌اي که در طول سال در گذشته‌اي داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند که براي مرده عيد گرفته اند.

در گير و دار خانه تکاني و از 20روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌کردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش به شماره‌ي هفت( =نماد هفت امشاسپند) يا دوازده (شماره‌ي مقدس برج‌ها) در ستون‌هايي از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن هر يک را به فال نيک مي‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ي نيک)، هوخت (= گفتار نيک) و هوورشت (=کردار نيک) سبز مي‌کردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها مي‌دانستند.

ويژه نامه چهارشنبه سوري سايت تبيان منتشر شد

چهار شنبه سوري:

چهار شنبه سوري که از دو کلمه‌ي «چهارشنبه» (منظور آخرين چهارشنبه‌ي سال) و «سوري» که همان «سوريک» فارسي و به معناي سرخ باشد تشکيال شده و در کل به معناي چهارشنبه‌ي سرخ و مقدمه‌ي جدي جشن نوروز است.

در ايران باستان بعضي از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و کوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوري و از «چهارشنبه بازار» تهيه مي‌کردند. بازار در اين شب چراغاني و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادماني بود و البته خريد هرکدام هم آيين خاصي را تدارک مي‌ديد.

غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت (نماد هفت امشاسپند» يا سه «نماد سه منش نيک» روي هم مي‌گذاشتند و خورشيد که به تمامي پنهان مي‌شد، آن را بر مي‌افروختند تا آتش سر به فلک کشيده جانشين خورشيد شود. در بعضي نقاط ايران براي شگون وسايل دور ريختني خانه از قبيل پتو، لحاف و لباس‌هاي کهنه را مي‌سوزاندند.

آتش مي‌توانست در بيابان‌ها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتي آتش شعله مي‌کشيد از رويش مي‌پريدندو ترانه‌هايي که در همه‌ي آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوري و پاکيزگي بود، مي‌خواندند.

آتش چهار شنبه سوري را خاموش نمي‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسي جمع مي‌کرد و بي آنکه پشت سرش را نگاه کند، سر ِ نخستين چهار راه مي‌ريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که مي‌پرسيدند:

- «کيست؟»

مي‌گفت: «منم.»

- « از کجا مي‌آيي؟»

- «از عروسي...»

- «چه آورده‌اي؟»

- «تندرستي...»

چهارشنبه‌سوري

شال اندازي هم يکي از آداب چهارشنبه سوري بود. پس از مراسم آتش افروزي جوانان به بام همسايگان و خويشان مي‌رفتند و از روي روزنه‌ي بالاي اتاق (روزنه‌ي بخاري) شال درازي را به درون مي‌انداختند. صاحب خانه مي‌بايست هديه‌اي در شال بگذارد.

شهريار در بند 27منظومه‌ي حيدر بابا به آيين شال اندازي و در بند 28به ارتباط شال اندازي با برکت خواهي و احترام به درگذشتگان به نحوي شاعرانه اشاره دارد:

 

برگردان بند 27:

عيد بود و مرغ شب آواز مي‌خواند

دختر نامزد شده براي داماد،

جوراب نقشين مي‌بافت...

و هر کس شال خود را از دريچه‌اي آويزان مي‌کرد

وه... که چه رسم زيبايي است – رسم شال اندازي –

هديه عيدي بستن به شال داماد...

برگردان بند 28

من هم گريه و زاري کردم و شالي خواستم

شالي گرفتم و فوراً بر کمر بستم

شتابان به طرف خانه‌ي غلام (پسر خاله‌ام) رفتم،

و شال را آويزان کردم...

فاطمه خاله‌ام جورابي به شال من بست

«خانم ننه‌ام» را به ياد آورد و گريه کرد...

 

شهريار در توضيح اين رسم مي‌گويد: «در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمي‌بايست در مراسم عيد شرکت مي‌کرديم ولي من بچه بودم، با سماجت شالي گرفتم و به پشت بام دويدم.»

از ديگر مراسم چهارشنبه سوري فالگوش بود و آن بيشتر مخصوص کساني بود که آرزويي داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوي فرزند. آنها سر چهار راهي که نماد گذار از مشکل بود مي‌ايستادند و کليدي را که نماد گشايش بود، زير پا مي‌گذاشتند و نيت مي‌کردند و به گوش مي‌ايستادند و گفت و گوي اولين رهگذران را پاسخ نيت خود مي‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها مي‌خواستند که بستگي کارشان را با کليدي که زير پا داشتند، بگشايند.

قاشق زني هم که از ديگر مراسم چهارشنبه سوري بود،تمثيلي بود از پذيرايي از فروهر‌ها... زيرا که قاشق و ظرف مسين نشانه‌ي خوراک و خوردن بود. ايرانيان باستان براي فروهر‌ها بر بام خانه غذاهاي گوناگون مي‌گذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده‌ي آسماني پذيرايي کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غير محسوس اند، کساني هم که براي قاشق زني مي‌رفتند سعي مي‌کردند روي بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر مي‌دانستند، دريافتشان را خوش يُمن مي‌پنداشتند.




 
 
[ جمعه 26 اسفند 1390  ] [ 11:10 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

 


آیین‌های نوروز
 

خانه‌تکانی
خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

 

 

آتش‌افروزی
رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌ صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است. همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.

 

سفره‌های نوروزی
سفره هفت سین از سفره‌های نوروزی است که در ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان رایج است. سفره‌های نوروزی یکی از آیین‌های مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن می‌گیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و… پهن کردن سفره هفت سین در ایران آداب و رسوم خاصی دارد. روی سفره آینه می گذارند که نشانه روشنایی، شمع که نشانه نوروز درخشش، یک کاسه آب که نشانه پاکی می‌باشد. برای زیبایی سفره از سنبل استفاده می‌کنند و این جزء سین‌های هفت سین به حساب نمی‌آید. برای تزئین سفره از تخم مرغ رنگ شده استفاده می‌شود. بعد از ورود ماهی قرمز از چین به ایران از این ماهی‌های کوچک جهت زیبایی سفره هفت سین استفاده می‌شود همچنین بعد از ورود اسلام به ایران کتاب قرآن نیز بر روی سفره قرار داده می‌شود. تمامی هفت سینی که چیده می‌شود یک معنی خاص را نیز به همراه دارند. مثلا سیب نماد زیبایی و تندرستی است؛ سنجد به روایتی نماد عشق و محبت است؛ سبزه سرسبزی زندگی؛ سمنو برکت؛ سکه رزق و روزی؛ و سیر سمبل شفا و سلامتی است. در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد. چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.
علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

 

 

غذاهای نوروزی
یکی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌ صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و در هنگام پختن آن سرودهای مخصوصی می‌خوانند.
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به‌ طور مثال در بخش‌هایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسه پخته می‌شود. به ‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود مرسوم است و هر منطقه‌ای غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

دید و بازدید
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.

مسابقات ورزشی
برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیین‌هایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار می‌شود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازی‌ها و سرگرمی‌های ویژه‌ای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار می‌کنند. برپایی جنگ خروس و شاخ‌زنی قوچ‌ها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار می‌شود.
در استان‌های شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبت‌های مختلف از جمله نوروز برگزار می‌شود.

طبیعت‌گردی
مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌ به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌ به‌ در در مناطق غربی افغانستان از جمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند.
علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند. یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

 

 

نوروزخوانی
نوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونه‌ای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشته ‌است. در حال حاضر خاستگاه این گونه آواز خوانی بیشتر در استان‌های مازندران و گیلان است. در نوروز خوانی افرادی که به آن‌ها نوروز خوان گفته می‌شود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌روند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خوانند. این اشعار اکثرا به زبان‌های طبری و گیلکی می‌باشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده می‌شود.

منتقدان نوروز
نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده‌اند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن نوروز از تقویم ایران کردند. مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست، و آیین نوروز را «ضد اسلام». آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی نیز گفت: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد». پیشتر از این نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «… اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد…».
در دوران معاصر نیز برخی مسئولین جمهوری اسلامی ایران را متهم به تلاش در مذهبی کردن نوروز کرده‌اند. آنها بطور نمونه به چنین گفتارهایی که سعی در تزویج مهدویت با نوروز را دارد اشاره دارند:
«نوروز روز آماده شدن برای تحقق حاکمیت الهی بر جهان است. همه ما باید نوروز را با همه خوبی‌هایش و پیام‌هایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم.»

جشن جهانی نوروز
در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد. در این جشن، سران کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند گردهم می‌آیند و این آیین باستانی را گرامی می‌دارند. هر ساله یکی از این کشورها، میزبان جشن جهانی نوروز است.




 
 
[ جمعه 26 اسفند 1390  ] [ 11:09 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

عید نوروز چگونه شکل گرفت

 

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی‌هـا و تقویمـ دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل‌هـا، بیگمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده میشد صورت گرفت. و بالـاخره در نتیجه نارسایی‌هـا و ناهماهنگی‌هـایی که تقویمـ قمری، با تقویمـ دهقانی داشت، محاسبه و تنظیمـ تقویمـ بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیمـ شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتمـ از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی، و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت میدهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارمـ و پنجمـ هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره‌ای آنان بیگمان ادبیات پیش از اسلـامـ بوده، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید میدانند.

سفره ی هفت سینhttp://azsafar.com/wp-content/uploads/2012/02/norooz.jpg

 

 

در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار میشده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب میکند یادآور میشود که: (آن روز که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن همـ نوروز بزرگ و معظمـ بود).

روایت‌هـای اسلـامی درباره نوروز

آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسمـ شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جامـ را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدمـ گفت آیا این روز را میشناسی؟ گفتمـ این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ میدارند و به یکدیگر هدیه میدهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو میکنمـ تا آن را دریابی. پس گفت:‌ای معلی، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرامـ گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت‌هـای قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیمـ نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائمـ آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور میکنند و همان روزی است که قائمـ بر دجال پیروز میشود و او را در کنار کوفه بر دار میکشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیمـ، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست کمـ یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه مینویسد: ( چون جمـ درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دومـ را به اشراف، ۵ روز سومـ را به خادمان و کارکنان پادشاهی، ۵ روز چهارمـ را به ندیمان و درباریان، ۵ روز پنجمـ را به توده مردمـ و پنجه ششمـ را به برزگران. ولی برگزاری مراسمـ نوروزی امروز، دست کمـ از پنجه و (چهارشنبه آخر سال) آغاز میشود و در (سیزده بدر) پایان میپذیرد. ازآداب و رسومـ کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه‌هـا حساب نمی شود. مراسمـ پنجه تا سال ۱۳۰۴، که تقویمـ رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار میشد.

میر نوروزی

از جمله آیین‌هـای این جشن ۵ روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکمـ و امیری انتخاب میکردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار میکرد. ابوریحان از مردی بیریش یاد میکند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردمـ را سرگرمـ میکرد و چیزی میگرفت. و همـ اوست که حافظ به عنوان ( میرنوروزی) دوران حکومتش را ( بیش از ۵ روز) نمی داند.

از برگزاری رسمـ میر نوروزی، تا لـااقل ۷۰ سال پیش آگاهی داریمـ. بیگمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس‌هـای قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان میبینیمـ که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردمـ را سرگرمـ میکنند و پولی میگیرند بازمانده شوخی‌هـا و سرگرمی‌هـای انتخاب (میر نوروزی) و (حاکمـ پنج روزه ) است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده میشوند و آنان در شعرهای خود میگویند: (حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه).




 
 
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390  ] [ 3:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

راهنمای خرید و نگهداری ماهی قرمز عید نوروز

 

راهنمای خرید و نگهداری ماهی قرمز عید نوروز

 

سازمان دامپزشکی کشور در اطلاعیه‌ای نکات لازم جهت انتخاب و نگهداری ماهی قرمز برای سفره هفت سین را توصیه کرد.

در این اطلاعیه آمده است: ماهی قرمز را از مراکز معتبر و تحت نظارت و کنترل شهرداری و دامپزشکی تهیه و از خرید ماهی از فروشندگانی که ماهی ها را به صورت متراکم و در محل و در شرایط نامناسب بهداشتی و زیستی (از قبیل شرایط نامناسب اکسیژنی و دمایی آب) نگهداری می نمایند، خودداری نمایند.

نکات بیشتر از ماهی گلی عید را در ادامه مطلب بخوانید

 

این اطلاعیه می افزاید: ماهی قرمز، دارای ظاهر، تحرک مناسب و شنای متعادل باشد و از خرید ماهیانی که علائمی چون جمع شدن و تا خوردن باله‌ها، وجود لکه های پنبه مانند در اطراف دهان، زخم یا لکه‌های سفید متمایل به خاکستری یا قرمز روی بدن دارند ، خودداری شود.

طبق این اطلاعیه لبه باله‌ها نباید خورده و سائیده شده باشد، چشم‌ها نباید به صورت یکطرفه یا دوطرفه بیرون زده باشد و پولک‌های (فلس‌های) ماهی نیز نباید ریخته شده باشد.

این اطلاعیه می‌افزاید: در نگهداری طولانی مدت ماهیان قرمز مثلاً در خانه و کنار سفره های هفت سین مقدار آب موردنیاز هر قطعه ماهی انگشت قد حداقل یک لیتر منظور شود و یک تا دو بار در هفته آب ماهیان را تعویض کنید و از شن و ماسه های رنگی و تیز جهت تزئین آکواریوم ها و تنگ های ماهیان استفاده ننمایید.

همچنین دراین اطلاعیه بر شستشوی دوره ای آکواریوم‌ها و ضدعفونی و گندزدایی آنها با محلول های نمک طعام (سی گرم در لیتر به مدت ده دقیقه) تاکید شده که ترکیبات مورد نیاز از آمونیوم چهار تایی به مقدار ۱-۱/۰ گرم در لیتر آب به مدت ۱۵-۱ دقیقه و یا ترکیبات ید به مقدار ۲۰۰ میلی گرم در لیتر آب به مدت ۱۰ ثانیه تشکیل می‌شود.

سازمان دامپزشکی تاکید کرده است: بعد از هر بار دست زدن به آب یا ماهیان زینتی باید دست‌ها را با آب و صابون به صورت کامل شست و از دست زدن کودکان به ماهیان باید جلوگیری کرد.

این اطلاعیه درمورد غذای ماهیان می‌آورد: ماهی قرمز باید با غذاهای کم پروتئین و سرشار از کربوهیدرات تغذیه شوند و بهتر است که غذا در سطح آب شناور بماند؛ استفاده از غذای آماده بهتر است و غذادهی باید یک یا حداکثر دو بار در روز و به اندازه ای باشد که در مدت یک تا دو دقیقه مصرف شود.

طبق این اطلاعیه غذاهای ماهیان آکواریومی باید در جاهای خنک ، تاریک و خشک در ظروف کاملاً در بسته و با رعایت تاریخ مصرف برای این مواد غذایی نگهداری شود.

سازمان دامپزشکی همچنین توصیه کرده است: دوره حداقل ۲ هفته‌ای قرنطینه‌ای برای ماهیان جدیدالورود در یک آکواریوم جداگانه مهیا شود و در صورت بروز هر نوع علائم و ناراحتی در ماهیان آکواریومی به دامپزشک و در صورت بروز هر نوع علایم و ناراحتی‌های پوستی در اعضای خانواده به پزشک مراجعه شود.

بر اساس این اطلاعیه، آب مورد استفاده بدین منظور باید بهداشتی بوده و در مورد آب های شرب شبکه آبرسانی شهری باید یا کلرزدایی شده و یا جهت تعادل گازها و خروج کلر قبل از مصرف حداقل به مدت ۴۸ ساعت در ظروفی دهان گشاد نگهداری و ذخیره گردد.

سازمان دامپزشکی توصیه کرده است: در صورت عزیمت به مسافرت و یا ترک منزل ماهیان را دراماکن محصور مجاز مشخص شده جهت این منظور رهاسازی کرده و یا آن را به اقوام خود داده و یا به آکواریوم دارها تحویل نمایید.

در این اطلاعیه توصیه شده است: از قرار دادن آکواریوم ها و یا تنگ های ماهی در جلوی نور مستقیم آفتاب، کنار شومینه ها و یا داخل آشپزخانه خودداری نمایید.

عکس ماهی گلی ، ماهی قرمز ،ماهی سفره هفت سین،ماهی عید




 
 
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390  ] [ 3:28 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تاریخچه عمو نوروز و حاجی نوروز

عمو نوروز، حاجی فیروز ، میر نوروز ، حاجی فیروز ،

 

عمو نوروز و حاجی فیروز اصلا فرعی نیستند ، خیلی هم اصلی اند . داستان عمو نوروز ، داستانی عاشقانه است . عمو نوروز منتظر زنی است . آنها می خواهند با هم ازدواج کنند . این داستان می تواند به آن ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط باشد . در واقع آن زن بی نام ( سال ) عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه است .
عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد ، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است .
معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است ، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است ، معمولا زن و زمین یکی هستند .
الهه که عاشق شاه است ، او را انتخاب می کند و آن زن عاشق ( سال ) هم عمو نوروز را برمی گزیند .

ادادمه داستان عمو نوروز را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب

 
 
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390  ] [ 3:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سوز و نوروز

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام

سلام و درود بر بهار انسانها و شكوفایى دورانها

 

نوروز ‌‌ روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت  به انتظار فرج نشسته ایم .   امام صادق (ع)

                                                                                                   وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸

امام زمان علیه السلام
گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد
چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد؟
همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوان
به جز آب شور دیده به کنار من نیامد
اگر ، ای حریف ، داری نظری به روی یاری
به بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد...

 

مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته . قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما...

 بهار

 

صبا رسید در او بوی یار نیست چه سود؟
نسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود؟
هزار گونه گل اندر بهار گرچه شکفت
چو بوی از گل من در بهار نیست چه سود؟
درون بوته مهرش دلم بسوخت ولی
متاع قلب مرا چون عیار نیست چه سود؟

 

 

خاک تیره را فروردین روشن می کند اما  جان  تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست.  روزگار تیره را امام مبین روشن می کند اما تیره بختی هجران زدگانش را جز امید وصال هیچ پایانی نیست.

بهار
گذشت عمر و خلاص از محن نمی یابم
دوای درد دل ممتحن نمی یابم
به جستجو همه آفاق را بپیمودم
خبر ز گمشده ی خویشتن نمی یابم
بهار آمد و گلها شکفت لیک چه سود؟
گلی که می طلبم در چمن نمی یابم
مرا زباغ و گلستان نمی گشاید دل
که بوی او زگل و نسترن نمی یابم
بسوخت بال و پر جان من چو پروانه
که شمع خویش به هیچ انجمن نمی یابم
چگونه چاک نگردد لباس طاقت من ؟
که بوی یوسفم از پیرهن نمی یابم

 

هامون ها به ید بیضای بهار شکافته شده اند و درختان سرد و ساکتشان شعله شکوفه به سر آورده اند اما آیا کسی از تاکستان های ازلی قلب ها نمی پرسد؟

سرزمین هایی در عمق جان انسانها که مستی ، پیاله پیاله از شاخسارشان آویخته بود و باغبانی روحانی با دستانی روشنتر از دستان موسی ریشه های بی گناهشان را در خاکی خدایی محکم  و با معرفت و محبت آبیاری می کرد.

باغبانی که بهار جانهای انسانها بود. باغبانی که بهار جانهای انسانها هست.

گل نرگس

باغبانی که صد نیل غفلت بین باغ های افسرده و او فاصله افتاده.

باغبانی که اژدهای گناه گیاهانش عصای معجزه اش را بلعیده.

باغبانی که درخت طورش در هجران و دوریش تمام سوخته.

باغبانی که از او تنها نام " گل نرگس" برای ما مانده.

باغبانی که با وجود تمام اینها بهاری است پاینده.

باغبانی که در دست او حقیقت حیات نهفته.

ودر چشمش هرگز نگرانی باغش نخفته.

باغبانی که  نوری است تابنده.

نوروزیست  که در ازل دمیده،

و تا ابد زمان را در نوردیده ....

 

چه فرخ ساعتی باشد که یار از در درون آید
به گلزار خزان دیده بهار از در درون آید

به هجران رفت عمرم ، وه که آسان چون رود از دل،

کسی که بعد چندین انتظار از در درون آید؟
بهار

ای بهار انسانها و شكوفایى دورانها

خجسته عید من آندم که چهره بگشایی
هلال عید ز ابروی خویش بنمایی
رسید عید و بهار آمد و  جهان خوش شد
ولی چه سود ز اینها مرا تو میبایی
اگر حدیث تو نبوَد چه حاصل از گوشم؟
وگر تو رخ ننمایی چه سود بینایی؟
به سوی روضه ی رضوان نظر نیندازم
اگر تو روضه به دیدار خود نیارایی
در آرزوی تو از جان نماند جز نفسی
چه شد که یک نفس ای جان من نمی آیی؟
دمی بیا که به روی تو جان برافشانم
که نیست بی تو مرا طاقت شکیبایی
لطافت همه خوبان ز حسن تو اثری است
زهی لطافت خوبی و حسن و زیبایی
برای دیدن حسن تو دیده می باید
وگرنه در همه اشیا به حسن پیدایی

 

شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شود

شاید آخرین سالی باشد که از دور به او سلام می کنیم و می گوییم :

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام

امام زمان علیه السلام

اللهم عجل لولیک الفرج

 




 
 
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390  ] [ 3:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 46732 نفر
كل مطالب : 34 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 فروردین 1391 


کد شمارش معکوس سال نو

كد موس : تك فتو